
پس از آنکه علی را ترک کردی، فقط دل صبور چاه بود که با علی ماند و
صبوری کرد که به راستی اگر غصههای علی را دل کوه و سنگ هم
میشنید، تاب نمیآورد حال آب چگونه تحمل کرد خدا میداند!
علی این آیینه جمال و جلال و جبروت، جابر جهان صبوری کرد و استوارتر از
همیشه، پاسدار دین مبین محمد امین تو شد و این امانت الهی را این
امامت سبز خدا را دست به دست کرد تا به پسرت رسانید همان که منتقم
خون پاک تو و فرزندانت است و حالا سالهاست منتظران و عاشقانش بر
جاده امید سر به نیایش گذاشتهاند و هرگاه بر سجادههای نیازشان بغض
دلشان میشکند، حضورش را از مهربانترین مهربان دنیا تمنا میکنند. چرا
که او بیاید اسلام غربت گرفته ما را غبارروبی میکند و پس ای بانو!
دستهای سبزت را بر پهلوی شکستهات بگذار و خدا را به خون پاک
شقایقهایت سوگند بده که امام ما را به فریاد دلهای منتظرمان برساند و
اسلام عزیز را عزت و افتخاری تازه بخشد.
نامه های خط خطی...ما را در سایت نامه های خط خطی دنبال میکنید
برچسب: زهرا,
نویسنده:
بازدید: 7