
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «رنگ خدا» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پاییز رنگی یا که هم رنگِ بهاری تو؟ رنگِ جهان را چشم هایت می کند تعیین تا عینک خود را چه رنگی می گذاری تو!بردار عینک را ؛ ببین رنگِ حقیقی را آیا حقیقت را توهّم می شماری تو؟!رنگِ حقیقی را نخواهی دید وقتی که همرنگ ب...
ادامه مطلب
موضوع «قلب من» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قلب منقالی خداستتاروپودش از پر فرشته هاستپهن کرده او دل مرادر اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاببرق می زندقالی قشنگ و نو نوار مناز تلاش آفتابشب که می شود، خداروی قالی دلمراه می رودذوق می کنم، گریه می کنماشک من ستاره می شودهر ستار...
ادامه مطلب
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «یک غزل...» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. حالتی بین گریه و خنده، بین خوابیدن و نخوابیدن مثل یک مرد خسته ی جنگی با تمام وجود جنگیدن حالتی منقلب بدون وضو، بی سلوک و سُجود و سجاده مایعی لای مردمک هایت مثل بغضی که سالها مانده حاشیه میروی نمیدانی که بگویی چقدر دلتنگی مثل ...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «روز زیبا» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سپردن همه چیز به دستان گرم خدا…بارانی که نم نم گونههایت را ببوسد…قدم زدن کنار کسانی که دوستشان داری …ستارههایش که به تو چشمک بزنندو بگویند ؛خودت را برای فردای بهتر آماده کن…و مهمتر از همه، خدایی که هرروز حالت را از تو میپرسد…من امروز ...
ادامه مطلب
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «..» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!هنوز من هستم.هنوز خدایت همان خداست!هنوز روحت از جنس من است!اما من نمی خواهم تو همان باشی!تو باید در هر زمان بهترین باشی.نگران شکستن دلت نباش!می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بش...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «پنجره» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی در انتهای خود به قلب زمین می رسد و باز می شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها سرشار می کند . و...
ادامه مطلب
سپردن همه چیز به دستان گرم خدا… بارانی که نم نم گونههایت را ببوسد… قدم زدن کنار کسانی که دوستشان داری … ستارههایش که به تو چشمک بزنند و بگویند ؛ خودت را برای فردای بهتر آماده کن… و مهمتر از همه، خدایی که هرروز حالت را از تو میپرسد… من امروز زیباتر از هرروز نفس میکشم…! زیباتر از همیشه میبینم…! من امروز بهتر از همیشه زندگی میکنم! من احساسم را، امروزم و خدایم را بیش از همه دوست دارم... امر...
ادامه مطلب
همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است. هروقت باران بیاید ، بالاخره بند خواهد آمد . هروقت ضربه میخورید، بالاخره خوب میشوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی ست. هر روز صبح طلوع خورشید میخواهد همین را بگوید اما شما یادتان میرود و درعوض فکر میکنید که شب همیشه باقی میماند. اما اینطور نیست. هیچچیز همیشگی نیست. پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمیماند. فقط به این دلیل که دراین لحظه زندگیتان سخت شده به این معنی نیست که نمیتوانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان میکند به این معنی نیست که نمیتوانید لبخند بزنید. هر...
ادامه مطلب
ماه ارغوانی تا که با دیوار، چوب در تبانی میکند قامت رعنای یارم را کمانی میکند هرچه میپرسم از این مردم نمیداند کسی آنچه میخ آهنی با استخوان میکند دست باد سرد، سنگین هم نباشد باز هم صورت یاسی جوان را ارغوانی میکند تازگی در خانه رو میگیرد از من فاطمه مهربان من چرا نامهربانی میکند پس چرا دستی به پهلو میزند محبوب من؟ هی چرا در پا شدن یاد جوانی میکند؟ از تماشای پرستویم پریشان میشوم تا به چشمانم نگاهی آسمانی میکند باز کن یک بار دیگر چشمهایت را ببین دارد اینجا زینبت شیرین زبانی میکند قاسم صرافان ...
ادامه مطلب
پس از آنکه علی را ترک کردی، فقط دل صبور چاه بود که با علی ماند و صبوری کرد که به راستی اگر غصههای علی را دل کوه و سنگ هم میشنید، تاب نمیآورد حال آب چگونه تحمل کرد خدا میداند! علی این آیینه جمال و جلال و جبروت، جابر جهان صبوری کرد و استوارتر از همیشه، پاسدار دین مبین محمد امین تو شد و این امانت الهی را این امامت سبز خدا را دست به دست کرد تا به پسرت رسانید همان که منتقم خون پاک تو و فرزندانت است و حالا سالهاست منتظران و عاشقانش بر جاده امید سر به نیایش گذاشتهاند و هرگاه بر سجادههای نیازشان بغض دلشان میشکند، حضورش را از مهربانترین مهربان دنیا تمنا میکنند. چرا که او بیاید اسلام غربت گر...
ادامه مطلب
به گذشته ام فکر میکنم،به خاطرات خوب و شیرینی که صفحه خاطراتم رو رنگ زده... لبخند کوچیکی کنج لبم نقش میبنده انگار که قلبم رو با نسیم خنک شستشو میده. این روزا روزگار بامن قدرت نمایی میکنه با قدرت هر چه تماتر برگه ی نقاشیم رو به لای دفتر خاطراتم میکشه. حالا که از بالا به نقاشیم نگاه میکنم میبینم که اونقدرا هم که بد نیست ولی وقتی ریز تر میشم عیب هایی رو میبینم با خودم میگم چرا اون قسمتو درست نکشیدم،چرا رنگی رو که زدم به دل نمیشینه ای کاش..ای کاش... ولی حالا که فرصتی ندارم این خطوط و رنگارو عوض کنم ...فرصتی ندارم که برگردم ...فرصتی ندارم برای هیچ چیز ...همه ی اینا غم میشه گلوله میشه سنگین میشه گوش...
ادامه مطلب
رنگ از تو می گیرد ؛ کدامین رنگ داری تو؟ پاییز رنگی یا که هم رنگِ بهاری تو؟ رنگِ جهان را چشم هایت می کند تعیین تا عینک خود را چه رنگی می گذاری تو! بردار عینک را ؛ ببین رنگِ حقیقی را آیا حقیقت را توهّم می شماری تو؟! رنگِ حقیقی را نخواهی دید وقتی که همرنگ با نیرنگ های روزگاری تو رنگِ جهانت رنگِ بی رنگی ست وقتی که با دیدنش گم گشته در پروردگاری تو نیکوترینِ رنگ ها رنگِ خدا باشد بالاتر از رنگِ خدا در چنته داری تو؟! وقتی که در دنیا دو رنگی ها فراوان است شک نیست شاعر! خارِ در چشمِ غباری تو این گردها هم می نشیند ؛ می روند از یاد نیرنگ هایی را که رنگش می شماری تو رنگِ (امید) و عشق ؛ چون رنگِ خدا زیباست...
ادامه مطلب
حالتی بین گریه و خنده، بین خوابیدن و نخوابیدن مثل یک مرد خسته ی جنگی با تمام وجود جنگیدن حالتی منقلب بدون وضو، بی سلوک و سُجود و سجاده مایعی لای مردمک هایت مثل بغضی که سالها مانده حاشیه میروی نمیدانی که بگویی چقدر دلتنگی مثل بازیکنی که مصدوم است، میدوی گاه و گاه می لنگی بی هوا عشق میزند به سرت، حال خوبی شبیه آزادی... مثل وقتی که حُکمت اعدام است، و بگویند دیگر آزادی! ارتباطی عجیب میبینی بین چشمان او و لبخندت از سر کوچه تا که رد بشود، ناگهان اُفت میکند قندت! تحت تاثیر یک غزل هستی یک غزل مال فاضل نظری... انقدر گریه پشت گریه شدی، که نمیماند از غزل اثری! میروی روی بالکن تنها، تو و آن کِنت ه...
ادامه مطلب
یعقوب کربلا چه قدر گریه میکنی از صبح زود تا به سحر گریه میکنی یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد داری برای چند نفر گریه میکنی وقتی که چشمهات می افتد به معجری حق داری ای عزیز اگر گریه میکنی این طفل را به جان خودت آب داده اند دیگر چرا میان گذر گریه میکنی از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند داری به قتل صبر پدر گریه میکنی چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده یعقوب کربلا چقدر گریه میکنی بادیدن اسیر کجا میرود دلت بادیدن فقیر کجا میرود دلت "علی اکبر لطیفیان"...
ادامه مطلب
چقدر لذت_بخش است از زبان اباعبدالله الحسین(ع) با خدا مناجات کنیم. من همیشه در دعای_عرفه گفته ام: خدایا! من نیامده ام دعا بخوانم. آمده ام دعا خواندن امام حسین(ع) را تماشا کنم و با اشک ریختنش، اشک بریزم. با ناله های او همنوا بشوم. لابد هر عنایتی به حسینت بکنی، به ما هم خواهی داشت. انشاءلله یک روز در همین دعای عرفه، آنقدر خدا گناهانمان را ببخشد، و بدیهایمان را جبران کند؛ که برای لحظه ای هم که شده صدای حسین فاطمه(س) را بشنویم، وقتی که دارد با خدا مناجات میکند......
ادامه مطلب
ماه من غصه چرا؟!! آسمان را بنگر ،که هنوز ،بعد صدها شب و روز مثل ان روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ،به ما می خندد! یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت، تا بگوید که هنوز ،پر امنیت احساس خداست! ماه من،غصه چرا؟! تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم ،همه خوشبختی توست! ماه من !دل به غم دادن و از یاس سخن هاگفتن کار آنهایی نیست ،که خدا را دارند… ماه من !غم و اندوه ،اگر هم روزی ،مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ،از لب پنجره عش...
ادامه مطلب